X
تبلیغات
وب نوشت جلیل بهرامی نیا

صفحه اصلی | ارتباط با نویسنده | لیست مقالـات | سخنرانیها | صفحه فيس بوك

آیا ما هم در جنگ مذهبی در منطقه سهمی داریم؟ نوشته علی معموری

چندی پیش آیت الله تسخیری در سخنرانی‌ای به وجود تقصیر و افراطی گری نزد شیعیان اذعان کرده و آنان را نیز در درگیری مذهبی جاری در منطقه سهیم شمرد:

"من معتقدم ما هم مقصریم چون آن طور که باید، نتوانستیم روحیه تقریب و تعارف و تعامل را در جهان اسلام به وجود بیاروریم و جلوی افراط گری‌هایی که ما بین شیعه هست را بگیریم. ما هم افراط‌گرانی داریم که دیگران را تحریک می‌کنند و سب و اهانت به مقدسات آن‌ها می‌کنند و زمینه را برای بروز مسئله تکفیری ایجاد می‌کنند. خیلی از جریان‌های داخل شیعه هم . . .


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 30 فروردین1393ساعت 12:3  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
عزیز بودنم، دلیل برتری ام!
رئیس جمهور در زاهدان(به نقل از سایت انتخاب):
«در این سرزمین تفاوتی بین اقوام و مذاهب وجود نداشته و نخواهد داشت».
گرچه من طالب مقام بوده ام ،امّا واجد مقام نبوده ام؛مخصوصاً رئیس جمهور شدن را کنار گذاشته ام،زیرا باید مدنی شوم و نشان مدنیت نیز التزام به قانون است و قانون نیز مرا لایق ریاست جمهوری نمی داند؛روانشناسان اجتماعی نیز کشف و به تعبیر درست تر،استنباط کرده اند که داوری های اشخاص با تغییر نقش اجتماعیشان،تغییر می کند؛لذا من که رعیت بوده ام و نمی توانم از منظر کلان به قضایا و واقعیت ها بنگرم،منطقا نمی توانم بگویم با یک شیعه برابرم یا نه و عقلم را تسلیم علم(!) کرده ام و باورانده شده ام که برابریم و این که برخی برابرترند،خدشه ای بر صحت مدّعا وارد نمی کند؛امّا احساسم این است که من برترم،چون مرا«عزیز» می خوانند و در تریبون ها با تعابیر نوازش آموزی چون«برادران عزیز اهل سنت» یا «عزیزان اهل سنت» از من نام می برند در حالی که شیعیان را عزیز نمی خوانند،تا کر شود هر آن که نتواند شنید!پیام و مفهوم واژه عزیز بودن را هم می دانیم،گلواژه ای که برای نواختن اقشار بهره مند و جهت تکمیل امتیازات مختلف مادی آنان به کار می رود؛مثلا معلمین عزیز،پرستاران عزیز و....،ولی وجداناً شما تا حالا شنیده اید که شرکت نفتی ها را عزیز بخوانند؟!(بزار دلشون بسوزه!) 
نتیجه عاطفی:من برترم،چون عزیزتر و محبوب ترم!
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:34  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
به عبدالله بن مسعود(رض)،یکی از اصحاب مشهور پیامبر(ص) خبر رسید که دزدی مقداری از اموالش را سرقت کرده است؛یارانش برآشفتند و دزد را نفرین کردند؛ابن مسعود ایشان را منع کرد و گفت به جای نفرین بهتر است بگوییم:
«اللهمّ اِن کانَ محتاجاً الیهِ فبارِک لهُ فیه و اِن لم یکن محتاجاً فاجعَل هذا آخِرَ ذُنوبِهِ»:
«پروردگارا اگر به این اموال نیازمند بوده،آن را برایش مبارک گردان و اگر نیازمند نبوده،این دزدی را واپسین گناهش قرار بده!».
آری،چنین بود تجلی«عبادت خالق و شفقت بر مخلوق» در رفتار پارسایان!
+ نوشته شده در  جمعه 22 فروردین1393ساعت 22:23  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
محرّمات،محدود کردن آزادی یا تضمین سلامت؟!
نوع نگرش آدمی به اشخاص و اشیاء،در قضاوت وی دربارهٔ آنها نقش اساسی دارد؛راننده ای که در یک مسیر ناشناخته حرکت می کند،تابلوهای راهنمایی حتی از نوع بازدارنده را نشان دلسوزی و نوعدوستی مسئولان امر می داند و محال است کین توزانه یا با خصومت دربارهٔ آنان داوری کند؛اگر شما به یک سرزمین مرزی رفته باشید،تابلوی«خطر مین،مراقب باشید!« را،حتی اگر مقداری محرومیت هم به شما تحمیل کند، نوعی لطف در حق خویش و ضامن تداوم شادی و تفریحتان می دانید؛محرّمات الهی نیز،حتی اگر سبب برخی محرومیت ها نیز بشوند،نه تضییع آزادی ما انسانها بلکه آغشته به شفقت خدای مهربان و برآمده از بنده نوازی او و ضامن حُرمت و خوشبختی ما هستند؛پس بیایید همان گونه که نصب کنندگان تابلوهای هشدارآمیز و بازدارنده را سپاس می گوییم،با نگاهی ژرف تر و درکی دوراندیشانه تر دربارهٔ احکام بازدارندهٔ دینی قضاوت کنیم و از عمق جان،خدای متعال را شکر کنیم که با وضع احکام حکیمانه،خوشبختی و سربلندی ما را تضمین کرده است!
خدایا تو را سپاس!
شوکرم وه نەدان شوکرم وه دانت
شوکرم وه کاری کەس پێ نەزانت!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 فروردین1393ساعت 20:46  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
مولوی بلخی:
از بهاران کی شود سرسبز،سنگ
خاک شو،تا گُل برویی رنگ رنگ
سال ها تو سنگ بودی دلخراش،
آزمون را،یک زمانی خاک باش!
*****
****
خۆم ئاوا کردوومه به کوردی:

بەهار کەی ڕژاق ئەکا وه گوڵزار
وەرد وەو ،گوڵ دەرکه هەزاران هەزار
ساڵەهای ساڵه بەردیو ڕەق و ڕەش
ساڵێکیچ وەرد وەو،گوڵ بگره باوەش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1392ساعت 11:5  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
مفهوم قرآنی عبادت
دقت در مفهوم عبادت نشان می دهد که عبادت را نباید در سجده و رکوع خلاصه کرد؛هر کس در موارد خلاف فرمان خالق،مخلوقی را اطاعت کند در واقع او را عبادت کرده است.به عبارت دیگر،فرمان گناه آلود مخلوقات را اجرا کردن،نشاندن آنان در مقام خدایی و بندگی کردن آنان است؛بیاییم مخلوق را عبادت نکنیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1392ساعت 19:56  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
لا اله الا الله،خبر یا امر؟
گاه جمله ای ظاهر اِخباری دارد ولی مفهومش انشایی است؛مثلاً وقتی مؤدبانه به راننده می گوییم«آقاممنون،پیاده می شوم»،مفهوم جمله،امری است و منظورمان این است که «مرا پیاده کن»!
لا إله الا الله در ظاهر یک جمله خبری است؛اما مفهوم امر و درخواست دارد و معنایش این است که خدایی را دربست و کامل به او بسپارید و آن را تقسیم نکنید؛معنای لا إله ال الله این نیست که خدایی جز الله وجود ندارد؛از قضا خدا شدن یک شخص یا یک چیز به دست انسان هاست و خدایان فراوان اند؛بلکه معنایش این است که غیر او را خدای خود نسازید،از خدایی به کسی جز الله سهم ندهید،خدایی را میان الله و غیر او تقسیم نکنید و آن را برای الله یکپارچه سازید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1392ساعت 19:54  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
شعاع مسئولیت اخلاقی تا کجا؟
استعداد فریفتگی ما آدمیان نیز،برای خودش ماجرایی است!گاه چنان با تردستی و زیرکی،باطل را برای خود گوارا می کنیم،که شیطان نیز در می ماند!

غالباً ما تمایل داریم که حرمت و حقوق مخالفان عقیدتی را خویش نقض کنیم و آنان را محروم و حتّی معدوم سازیم؛بدتر آن که این تعدّی ها و ظلم ها را با لعابی اخلاقی یا مذهبی تزیین می کنیم تا از شرّ نفس لوّامه نیز آسوده شویم و چنین است که . . .

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1392ساعت 19:4  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
آموختن با زبان دیگر،بالندگی یا بازندگی؟!

راستش را بخواهید با مدرسه چندان بر سر مِهر نیستم!تجربه نشان داده است تقدّم نظم،هم چنان که در حوزه کشورداری،عدالت را مخدوش و مفلوک ساخته است ،در کلاس درس نیز آموزش و شروط بنیادین آن را به حاشیه رانده است و کارکرد مدرسه را واژگون و از شکوفایی ذهن و خلاقیت دانش آموزان به خلاقیت کُشی تبدیل کرده است؛ضعف صلاحیت های حرفه ای غالب معلمان،تراکم بیش از حد کلاس ها،فقر تکنولوژی آموزشی،دشواری رسیدگی به همه دانش آموزان،الزامات اداری بعضاً ناسازگار با فلسفه آموزش و مسائلی از این قبیل،کیفیت آموزش را....

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1392ساعت 10:23  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
حکایت زبان مادری
دیروز (21 فوریه) که روز جهانی زبان مادری بود،بنده در خدمت پدرم در روستا بودم و دور از ابزارهای رسانه ای؛لذا فرصت نشد سر وقت مطلبی بنویسم؛البته ،پوشاندنی نیست که من یکی در تأخیر فاز،برهان قاطعی برای درستی قضاوت نظامی گنجوی در مورد کوردان بوده ام که آنان را ضرب المثل دیرجنبیدن دانسته است:
به پیری مَی خورم بادم قدخ خُرد
که هنگام رحیل،آخور زند کُرد!
1.در نگاه من،تنوّع زبان ها علامت هنرمندی آفریدگار خوش نگار است و هیچ زبانی،برتری ارزشی ندارد و همه زبان ها در نگاه دین یکسان اند.

2.تحقیر یا حذف زبان ها و اقوام،به ابلیس بر می گردد که «تغییر آفرینش» را یکی از راهبردهای خویش اعلام کرده است:«و لآمُرَنّهُم فَلیُغَیِّرُنَّ خلقَ الله»؛تصادفی نیست که . . .

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1392ساعت 10:34  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
عکس

+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1392ساعت 23:44  توسط جلیل بهرامی نیا  | 


 با لێم نەتۆرێن ئەقڵ و ویژدانم!

*******
کۆرپەی ئامینه چەن خوێن شیرینه
تاریکی تۆراند لەم سەرزەمینه
هەر ئەو له غاری حیرا گەڕیاوه،
گەن و پەن گشتی کۆڵی پێچاوه
تا تیشکی نووری دینەکەی دەرکەوت
زوڵم و نەفامی یەکسەر پەکی کەوت
فەرموودەی جوانی، فێنکیی دڵانه
مەڵهەمی زام و گەشەی گیانه
تا ناوی خۆشی له لاما ئەوەن
حەر ئێژی دڵم ئاو وەشێن ئەکەن!
.
.

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1392ساعت 21:9  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

یک از آداب بهداشتی که بسیار مورد تأکید پیاماور(ص)بود،مسواک زدن دندانهاست؛آشنایان با سیره نبوی،از تأکیدات فراوان حضرت بر این امر بهداشتی و اجتماعی،آگاهند؛حتی خود ایشان می فرمود:«اَکثَرتُ علیکم فی السواک»:درباره اهمیت مسواک،فراوان به شما فرمان داده ام؛نیز می فرمود:«السّواک مَطهَرَةٌ لِلفَمِ مَرضاةٌ للرّبّ»:مسواک پاک کننده دهان و خوشنودکننده یزدان است؛تأکید ایشان بر این امر چنان بود که برخی صحابه توقع داشتند به عنوان یک تکلیف دینی بر مسلمانان واجب شود...

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1392ساعت 8:33  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

دلالت و مقبولیت دلایل،یک موضوع پیچیده روانشناختی است؛ای بسا دلیلی که در ذات خود دلیل باشد و در نظر مخاطب شما ضعیف یا اصلاً نارسا باشد! وقتی کسی به عنوان رقیب نگریسته شود،دلیلی که او اقامه می کند در همان آغاز از دلالت می افتد و کار او نه روشنگری و استدلال،بلکه نوعی ستیز مسلکی نگریسته می شود؛این امر مخصوصاً در حوزه های دینی/مذهبی و سیاسی،یک قاعده حاکم است و هر چه قبول/ردّ یک باور،رابطه نزدیک تری با منافع ما داشته باشد،به همان میزان امکان تصمیم گیری عقلانی و حقیقت سنجانه درباره آن کاهش می یابد و «منفعت سنجی» جای آن را می گیرد؛یعنی فرد در درون خود به جای محاسبه منطقی و ارزیابی قوّت و ضعف دلیل،به محاسبهٔ منفعتی می پردازد و با خود می گوید قبول/رد این دلیل چه پیامد سیاسی/هویتی برای من دارد؟اگر سودآور و تقویت کننده بود،که به قول قرآن با فروتنی خاصّی به استقبال می رود:«یأتوا إلیه مذعنین!» و در غیر این صورت،آن را به بهانه هایی دلیل نما پس می زند!


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1392ساعت 18:38  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

1.ما ناظرت احداً قط علی الغلبة
1.1.هەرگیز دەمەتەقەم له گەڵ کەسدا نەکردووه بۆ بەزاندنی
1.2.هیچگاه با قصد رقیب افکنی با کسی مناظره نکرده ام
2.ما ناظرت احداً قطّ فأحببت أن یخطأ
1.2.هەرگیز دەمەتەقەم نەکردووەو حەزم کردبێت بەرامبەرەکەم هەڵه بکات
2.2.هیچگاه با کسی مناظره نگرده ام و دوست داشته باشم که نظرش نادرست باشد.
3.ما کلّمت أحداً قطّ و لم أبال بیّن الله الحق علی لسانی أو لسانه:
1.3.له گەڵ کەسدا دەمەتەقەم نەکردووه مەگەر ئەوەی که بۆم گرینگ نەبووه خوای گەوره حەق ئه سەر زوبانی من بخا یا هی بەرامبەرەکەم
2.3.وارد مناظره با کسی نشده ام مگر اینکه برایم مهم نبوده که خدای متعال حق را بر زبان من جاری سازد یا زبان طرف مقابلم.

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1392ساعت 15:58  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
برچسب ها
درباره نویسنده

بازدیدکننده گرامی سلام!
جلیل بهرامی نیا کارشناس ارشد الهیات (تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی) از دانشگاه تهران و ساکن روانسر (استان کرمانشاه) هستم. در دبیرستان ها دینی تدریس می کنم و در سایر اوقات علاوه بر مطالعه، متونی را از عربی به فارسی ترجمه و از طریق نوشتن و سخنرانی در مجالس و مناسبت ها،در بهسازی فرهنگ عمومی در غرب ایران تلاش می کنم؛ معتقدم که زندگی اجتماعی گر چه زمینه لازم برای ظهور و تکامل کثیری از والاترین فضایل انسانی است،امّا دشواریهای فراوان آن به ویژه در شرایط خاص جامعه ما،به کرامت و حرمت بشر آسیب زده و امکان رشد اخلاقی و دینی را ستانده و فرادست و فرودست را به یکسان، در معرض انحطاط اخلاقی و باختن ارزشهای انسانی قرار داده است؛ از این رو دغدغه و آرزوی اصلی ام ،احیای شرافت و کرامت انسان در غوغای رقابتهای هویتی و دعواهای منفعت پرستانه است و برای تحقق این آرزو،دعا ، تلاش و همراهی می کنم.
bawkiala@yahoo.com
آرشیو موضوعی مطالب
وب سایت ها
آرشیو ماهانه مطالب
وبلـاگ ها
وب نوشت عبدالعزیـز مولودی
وب نوشت مولود بهـرامــیــان
أقــصـی در عـمــق قـلـب من
کردهـای دانـشـــگـاه ایـلـــام
اهل سـنــــت شـمال شــرق
آشنایی با عقاید اهل سـنـت
ادبـیـات عـامـیـانـه اورامــانـات
پـاسـخ سـئوالـات و شـبـهـات
زیــرک محمدیــان پـــالــنـگانی
آوای مسافر(مختار ابراهیمی)
امام جـمـعـه شهر نخل نـقی
وبلاگ آقای مقدس یوسـفـی
وبلاگ کاوه عزیزی ساتـیـاری
هـورامــان هـانــه پـــةرچــةم
لـیـنـکـسـتـان کـرمـــانــشــاه
روســتـــای بــلـــه ای-مـیـوی
وب نـــــوشـــت حـامد عبدی
مــیــثــم(بـشـیـر) بـهـرامــی
وبلــاگ میلــاد نیکــــــــــرفتار
تــفـسـیـر فی ظـلــال القرآن
وبلاگ دینی-فرهنگی اصلـاح
دوســتـــی آل و اصـــحـــاب
وبـــــلــاگ جــوانـــان ربـــــط
عـــبــــدالــحـکــیــم خــروش
ســـــــةراو هــــــــةولــــــی
اســـلــــام و زنــــــدگــــــی
شــــــاه انـــــبــــیــــاء(ص)
شــــــــــــــــــــوق پــــــرواز
ســـــــــــــــــــروش رضایی
دعــــــــــــــــــــــــــــــــوت
نـــــور ایـــــــــــــــــــمــــان
راه انــدیــــــــــــــــــشـــه
دلـــیـــر مــــــــــــردوخــی
آفـــــــــتـاب روانــســـــــر
یــــــک آرمـــــــــــــــــــان
سعید یوســـــــــــــــــفی
خبرگزاری ســـــلام پـــاوه
به‌خـــــــــــــــتــــــــه‌وه‌ری
شــــــــهروند خوب شدن
وبلاگ ئاویـــــــــــــــــــــه‌ر
کتابخانه هــــــــــــــورامان
استاد محمدغریب معاذی نژاد
ماموستا عبدالله الیاسی
گروه ادبیات عرب رضوانشهر و تالش
شەپۆل(وبلاگ اسرا احمدی)
گروه کوهنوردی ڕێبوار پاوه
مسجد النبی سنندج
سخنرانی ها

لیست مقالـات

ارتباط با نویسنده
تماس با نویسنده
گوهرهایی از گنیجنه های نبوی

سئوالـات فقهی

 

شعبه های ایمان

آمار