صفحه اصلی | ارتباط با نویسنده | لیست مقالـات | سخنرانیها | صفحه فيس بوك
لاڵەو تکای کزۆڵانه
شەوی قەدرەو من, تینووی ڕەحمەتم
رێبواری جێماو ڕێگای تاعەتم
ڕاسە ئیمانم لاواز و لەڕە
بەڵام ڕوخسارم وه فرمێسک تەڕه
دڵم هەراسان,تۆشەم گوناحه
قاچم شەرمەندەی حەیعەل فەلاحه
مزگەوت نامناسێ وەکوو نوێژگەر
ناوم بپرسی,ئێژێ پرسەکەر!

........


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 14:15  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

وصیت عمر فاروق به فرزندش عبدالله(رضی الله عنهما)*:

«فإنّ مَن اتّقَی اللهَ وقاه و مَن اتّکل علیه کفاه و من شکر له زاده و مَن أقرضه جزاه؛فاجعل التّقوی عمارةَ قلبِکَ و جلاء بصرک؛فإنّه لا عمل لمَن لا نیّة له و لا خیر لمن لا خشیة له و لا جدید لمن لا خَلق له».

«بی گمان هر که رضایت خدای متعال را پاس بدارد،او را پاس خواهد داشت و هر کس به او پشت ببندد برایش کافی است و هر که سپاس او را به جای آورد،نعماتش را افزون تر خواهد ساخت و هر کس به او وام دهد،پاداشش را خواهد داد؛پس پرهیزکاری و خداترسی را به آبادی درون و درخشندگی چشمانت بگمار و بدان عمل عاری از نیّت پوچ است و شخص عاری از خداترسی هیچ است و آن که سابقه و اندوخته ای نداشته باشد،آینده ای نیز نخواهد داشت».
*ابن عبد ربّه،العقد الفرید،ج3ص114

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 تیر1393ساعت 14:57  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
نزاع «هەڕەگاڵ» و آفت زدگی فرهنگ ما
جمعه گذشته،9خرداد1393،طی نزاعی قبیلگی بر سر مرتع هَرَگال که میان باینگانی ها و بیوند سفلی در گرفت،متاسفانه 1 نفر کشته و بیش از 70 نفر زخمی شدند؛این نزاع تأسّف انگیز که موجب آزردگی خاطر همگان شد،قوّت و سخت جانی فرهنگ قبیلگی در منطقه و پیامدهای تأسّف بار آن را بار دیگر نمایان و در معرض داوری قرار داد.
1)در فرهنگ قبیلگی،حرمت و کرامت انسان،نه بر مبنای انسانیت او بلکه از روی نوع تعلق قبیلگی اش تعیین می شود؛برخی پست و مستحقّ تحقیر و حمله اند،صرفاً بدین علت که از طایفه ای دیگر و «بیگانه» هستند و برخی نیز محترم و شایستهٔ تکریم و حمایت مطلق اند، صرفاً به دلیل . . .


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 23:21  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

برقراری تبعیض و بی قراری کوردان اهل سنّت!
ملاحظه روش و مبنای توزیع مناصب در کشورمان، بیانگر آن است که داشتن هویّت سنّی نوعی بدحادثگی دافعه ساز و عامل باختن حشمت و جاه بوده و وابستگی مبنایی منصب به مذهب در مناطق قومی،مردمان اهل سنت را فارغ از توانمندی و عملکردشان،مستحق طرد و حاشیه راندگی ساخته است؛این شیوه، یعنی محروم سازی یک گروه به سبب ناهمگونی هویّتی،گر چه فاقد وجاهت حقوقی و نقض بنیادی ترین شرط توسعه،یعنی تدارک یک محور مشترک و مورد اجماع نسبی نخبگان است،امّا به لحاظ نظری و به شیوه ای بسیار گسترده تر در عرصهٔ عملی،قاعدهٔ متّبَع و مرسوم بوده . . .


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 3 خرداد1393ساعت 13:13  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
از یاد نبریم که "دینداری چهارضلعی" یکی از بنیادی ترین تمایز اندیشگی ماست؛ در استنباط ما، تدین و به تبع آن تربیت و دعوت و اصلاح ما، چهار محور اصلی دارد:

نخست:توحید خالق

دوم:تزکیه نفس

سوم:خدمت خلق

چهارم:عمران دنیا

دقت در آموزه ها و احکام اسلام، نشان می دهد که اساسی ترین وظایف و نشانه های یک مسلمان، موزون کردن نگرش و رفتار از روی موازین دینی در ابعاد چهارگانه فوق است و فقط با اهتمام متوازن به محورهای مزبور است که شخصیت دینی جامع و مطلوب شکل می گیرد؛ برای یک مسلمان، بی اعتنایی به گرسنگی همسایه و ندای مظلومانه درماندگان، همان اندازه نشان نامسلمانی است که ترک عبادت و رازونیاز، و سهل انگاری در آبادانی دنیا و از جمله تبذیر و چکه شیر آب نیز همچون کاهلی در نماز، آزاردهنده و نشانه تقرب به شیطان است:(ان المبذرین کانوا إخوان الشیاطین)و لذا به برکت فهم جامع قرآنی، هم خداپرست است و خودپرور و هم خلق نواز و هم دنیاساز!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 خرداد1393ساعت 7:24  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
بیایید بی قرار باشیم!
دم صبحگاهان، چو گردان سپهر
بر آفاق مگشای جز چشم مهر!

پیام ارزنده و لرزانندهٔ سورهٔ عصر این است که اصل و قاعده در زندگی ما، باختن است و عمر ما دم به دم به تاراج غفلت و معصیت می رود و خرمن زندگانی ما را، آتش زمان در کام اژدهاگونهٔ خویش فرو می بلعد و استثنایند آنان که از رودخانهٔ شتابندهٔ زندگانی، گوهر نجات جاودانی بربایند! آیا آن که آتش در خرمن خویش می بیند، فرصت ارزیابی هنری یا دلکش بودن محتوا و آهنگ هشدارها را دارد؟! یا دستپاچگی و پریشانی ناشی از درک جدّیت خطر، توش و هوشش را ربوده و نالان و افتان و خیزان در تدارک چاره و نجات سرمایه است؟!
ذِکر، نام دیگری است برای هوشیاری مستمر و متمرکز کردن التفات برای مصون ماندن از حملهٔ دشمنی است که از هر سو در کمین عمر ماست! آسودگی و بی خیالی در موقعیت های خطرناک، نعمت نیست؛ بلکه جریمهٔ بی خبری و ناقوس هراس انگیز اسارت در چنگال دشمنی است که شانس بهره مندی از لبخندش، مخصوص دود ناپایداری است که از خاموشی شمع وجود ما بر می خیزد! مگر نه این که آن حکیم دنیاشناس (ص) می فرمود اگر آنچه را من می دانم شما می دانستید، بیشتر گریان و کمتر خندان می بودید؟!
اکنون که باقراری از بی خبری و نشان باخبری، بی قراری است، پس بیایید بی قرار باشیم...زیرا بی قراری نوید برخورداری از نوازش است، نه آیا مهر و نوازش مادران و مربّیان، سهم کودکی است که بی قرار و گریان است؟!

چهارشنبه31 اردیبهشت1393

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 اردیبهشت1393ساعت 8:11  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
فریبندگی پول و بازندگی اخلاق!
ضعف آدمی در برابر درخشندگی پول و دلستانی سکّه،قصهٔ مکرّر تاریخ بشر است؛بشر این موجود پول پرست،بارها درماندگی خویش در برابر جذبهٔ سکه را نشان داده و تقوا را با حلوا معاوضه،دین را به دینار فروخته،رفاقت را قربانی تجارت و ثروت منطق را به منطق ثروت ترجیح داده و حتّی در برابر دلار، برادر را بر دار کرده است!
گهگاه که در محافل حل اختلافات مالی حضوری داشته و تبدیل سریع رفاقت به خصومت و امانت به خیانت را دیده ام و انبوهی از سخنان نازیبا و سوگندهای بی محابا شنیده ام،پیش خود در برابر حکمت و بشرشناسی خدای متعال سر ستایش فرود آورده ام که «طولانی ترین آیه قرآن» را به روابط تجاری و آداب وام و از جمله ثبت شرایط و به گواه گرفتن دو شاهد،اختصاص داده است!
چه خوب است با مراعات آداب شرعی و قانونی،در معاملات خویش حساب را حساب و کاکا را برادر بدانیم و صراحت را جانشین تعارفات بی مایه و دردسرآفرین سازیم؛از باب انتقال تجربه،جداً توصیه می کنم با وسواس شدید شرایط معامله را ثبت و به امضای شهود برسانید و باور کنید که تاریخ آموزگار انسان است و رفاقت و خویشاوندی من و شما نیز چون دیگران،دلبری و عشوه گری اسکناس خنّاس را تاب نمی آورد و سریع تر از آن چه تصّور می کنیم مفتون و دلباختهٔ این معبود کهن می شوند!

+ نوشته شده در  شنبه 20 اردیبهشت1393ساعت 10:47  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
فراهم کردن اسباب،شرط کامیابی
حضرت مریم(ع) در نگاه دین،از برجسته ترین و گرانمایه ترین بانوان تاریخ بشر است؛از سوی دیگر،دشوارترین حالت ممکن برای یک زن زمان وضع حمل است؛مع الوصف وقتی در حین وضع حمل از خدا طلب کمک می کند،پاسخ می شنود:«...و هزّی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطباً جنیّاً»شاخه خرما را تکان بده تا خرمای تازه بر تو فرو ریزد.
آری،حتی اگر مقرّب ترین فرد در نظر خدا و در دشوارترین حالت هم باشی،باید در حد امکان بکوشی تا از لطف خدا بهره مند شوی و تا شاخه را تکان ندهی،خبری از خرمای تازه نخواهد بود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اردیبهشت1393ساعت 8:10  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
امام شافعی:
* مَنْ نَظّفَ ثَوبَهُ قَلَّ هَمُّهُ و مَنْ طابَ ریحُهُ زادَ عَقْلُهُ:

* ئەوەی جلەکانی خاوێن بێ خەفەتی کەمتر ئەبێ و ئەوەی بۆنی خۆش بێ، ئەقڵی بەهێزتر ئەبێ.

* هر که لباسش پاکیزه باشد،اندوهش کمتر و آن که خوشبو باشد،عقلش افزون تر می شود.
ابن جوزی،صفةالصفوة،ج1/ص152.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اردیبهشت1393ساعت 8:6  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
آیت الله مکارم شیرازی و ضرورت بازخوانی سیرهٔ سیاسی/قضایی حضرت علی
آیت الله مکارم شیرازی روز پبجشنبه 4 اردیبهشت در جمع اعضای هیأت رئیسه دانشگاه پیام نور،در ضمن سخنان خویش از رویکرد دولت آقای روحانی درباره اقوام و مذاهب انتقاد کرد و ضمن یادکرد مثبت از سیاست رژیم گذشته،میدان دادن به غیرشیعیان و دامن زدن به توقعات آنان را سبب افزایش توقعات آنان خواند و به این امر اعتراض کرد! این اظهارات ایشان،البته تعبیری صراحت آمیز و ستودنی از یک سیاست غالب است ونه تنها نباید از آن برآشفت بلکه برعکس،از جهت تعیین سهم در تقریب میان مذاهب اسلامی و افشای موانع فرهنگی توسعه،جای تشکّر نیز دارد.

مشروط کردن حضور در ساختار سیاسی/اداری کشور به ...

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اردیبهشت1393ساعت 10:29  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

از وحی به عصر کنونی،لازمه بازسازی امت اسلامی!

بیش از یک ربع قرن است که در تمام نوشته ها و گفتارها و آموزش هایم در داخل و خارج عراق،مسلمین را به انتقال از اندیشه دینی به وحی قاطع و سپس تدارک معرفتی نو متناسب با چالش های درونی و برونی فرارو، فرا می خوانم؛اندیشه و گرایش تاریخی نه به کار امروز ما می آید و نه گرهی از تنگناهای کنونی ما می گشاید!

ما نیازمند اندیشه ای نو هستیم تا زندگیمان را با آن بسازیم و تمدن خویش را در پرتو آن بازآفرینیم؛چرا؟!

زیرا اندیشهٔ کهن ما را به گذشته و نزاع هایش بازمی گرداند و اکنون و آینده ما را تباه می سازد؛دیگر چرا؟!

زیرا تاریخ ما درخشش هایی در بردارد که . . .


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اردیبهشت1393ساعت 0:39  توسط جلیل بهرامی نیا  | 

آیا ما هم در جنگ مذهبی در منطقه سهمی داریم؟ نوشته علی معموری

چندی پیش آیت الله تسخیری در سخنرانی‌ای به وجود تقصیر و افراطی گری نزد شیعیان اذعان کرده و آنان را نیز در درگیری مذهبی جاری در منطقه سهیم شمرد:

"من معتقدم ما هم مقصریم چون آن طور که باید، نتوانستیم روحیه تقریب و تعارف و تعامل را در جهان اسلام به وجود بیاروریم و جلوی افراط گری‌هایی که ما بین شیعه هست را بگیریم. ما هم افراط‌گرانی داریم که دیگران را تحریک می‌کنند و سب و اهانت به مقدسات آن‌ها می‌کنند و زمینه را برای بروز مسئله تکفیری ایجاد می‌کنند. خیلی از جریان‌های داخل شیعه هم . . .


ادامه ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 30 فروردین1393ساعت 12:3  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
عزیز بودنم، دلیل برتری ام!
رئیس جمهور در زاهدان(به نقل از سایت انتخاب):
«در این سرزمین تفاوتی بین اقوام و مذاهب وجود نداشته و نخواهد داشت».
گرچه من طالب مقام بوده ام ،امّا واجد مقام نبوده ام؛مخصوصاً رئیس جمهور شدن را کنار گذاشته ام،زیرا باید مدنی شوم و نشان مدنیت نیز التزام به قانون است و قانون نیز مرا لایق ریاست جمهوری نمی داند؛روانشناسان اجتماعی نیز کشف و به تعبیر درست تر،استنباط کرده اند که داوری های اشخاص با تغییر نقش اجتماعیشان،تغییر می کند؛لذا من که رعیت بوده ام و نمی توانم از منظر کلان به قضایا و واقعیت ها بنگرم،منطقا نمی توانم بگویم با یک شیعه برابرم یا نه و عقلم را تسلیم علم(!) کرده ام و باورانده شده ام که برابریم و این که برخی برابرترند،خدشه ای بر صحت مدّعا وارد نمی کند؛امّا احساسم این است که من برترم،چون مرا«عزیز» می خوانند و در تریبون ها با تعابیر نوازش آمیزی چون«برادران عزیز اهل سنت» یا «عزیزان اهل سنت» از من نام می برند در حالی که شیعیان را عزیز نمی خوانند،تا کر شود هر آن که نتواند شنید!پیام و مفهوم واژه عزیز بودن را هم می دانیم،گلواژه ای که برای نواختن اقشار بهره مند و جهت تکمیل امتیازات مختلف مادی آنان به کار می رود؛مثلا معلمین عزیز،پرستاران عزیز و....،ولی وجداناً شما تا حالا شنیده اید که شرکت نفتی ها را عزیز بخوانند؟!(بزار دلشون بسوزه!) 
نتیجه عاطفی:من برترم،چون عزیزتر و محبوب ترم!
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:34  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
به عبدالله بن مسعود(رض)،یکی از اصحاب مشهور پیامبر(ص) خبر رسید که دزدی مقداری از اموالش را سرقت کرده است؛یارانش برآشفتند و دزد را نفرین کردند؛ابن مسعود ایشان را منع کرد و گفت به جای نفرین بهتر است بگوییم:
«اللهمّ اِن کانَ محتاجاً الیهِ فبارِک لهُ فیه و اِن لم یکن محتاجاً فاجعَل هذا آخِرَ ذُنوبِهِ»:
«پروردگارا اگر به این اموال نیازمند بوده،آن را برایش مبارک گردان و اگر نیازمند نبوده،این دزدی را واپسین گناهش قرار بده!».
آری،چنین بود تجلی«عبادت خالق و شفقت بر مخلوق» در رفتار پارسایان!
+ نوشته شده در  جمعه 22 فروردین1393ساعت 22:23  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
محرّمات،محدود کردن آزادی یا تضمین سلامت؟!
نوع نگرش آدمی به اشخاص و اشیاء،در قضاوت وی دربارهٔ آنها نقش اساسی دارد؛راننده ای که در یک مسیر ناشناخته حرکت می کند،تابلوهای راهنمایی حتی از نوع بازدارنده را نشان دلسوزی و نوعدوستی مسئولان امر می داند و محال است کین توزانه یا با خصومت دربارهٔ آنان داوری کند؛اگر شما به یک سرزمین مرزی رفته باشید،تابلوی«خطر مین،مراقب باشید!« را،حتی اگر مقداری محرومیت هم به شما تحمیل کند، نوعی لطف در حق خویش و ضامن تداوم شادی و تفریحتان می دانید؛محرّمات الهی نیز،حتی اگر سبب برخی محرومیت ها نیز بشوند،نه تضییع آزادی ما انسانها بلکه آغشته به شفقت خدای مهربان و برآمده از بنده نوازی او و ضامن حُرمت و خوشبختی ما هستند؛پس بیایید همان گونه که نصب کنندگان تابلوهای هشدارآمیز و بازدارنده را سپاس می گوییم،با نگاهی ژرف تر و درکی دوراندیشانه تر دربارهٔ احکام بازدارندهٔ دینی قضاوت کنیم و از عمق جان،خدای متعال را شکر کنیم که با وضع احکام حکیمانه،خوشبختی و سربلندی ما را تضمین کرده است!
خدایا تو را سپاس!
شوکرم وه نەدان شوکرم وه دانت
شوکرم وه کاری کەس پێ نەزانت!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 فروردین1393ساعت 20:46  توسط جلیل بهرامی نیا  | 
برچسب ها
درباره نویسنده

بازدیدکننده گرامی سلام!
جلیل بهرامی نیا کارشناس ارشد الهیات (تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی) از دانشگاه تهران و ساکن روانسر (استان کرمانشاه) هستم. در دبیرستان ها دینی تدریس می کنم و در سایر اوقات علاوه بر مطالعه، متونی را از عربی به فارسی ترجمه و از طریق نوشتن و سخنرانی در مجالس و مناسبت ها،در بهسازی فرهنگ عمومی در غرب ایران تلاش می کنم؛ معتقدم که زندگی اجتماعی گر چه زمینه لازم برای ظهور و تکامل کثیری از والاترین فضایل انسانی است،امّا دشواریهای فراوان آن به ویژه در شرایط خاص جامعه ما،به کرامت و حرمت بشر آسیب زده و امکان رشد اخلاقی و دینی را ستانده و فرادست و فرودست را به یکسان، در معرض انحطاط اخلاقی و باختن ارزشهای انسانی قرار داده است؛ از این رو دغدغه و آرزوی اصلی ام ،احیای شرافت و کرامت انسان در غوغای رقابتهای هویتی و دعواهای منفعت پرستانه است و برای تحقق این آرزو،دعا ، تلاش و همراهی می کنم.
bawkiala@yahoo.com
آرشیو موضوعی مطالب
وب سایت ها
آرشیو ماهانه مطالب
وبلـاگ ها
وب نوشت عبدالعزیـز مولودی
وب نوشت مولود بهـرامــیــان
أقــصـی در عـمــق قـلـب من
کردهـای دانـشـــگـاه ایـلـــام
اهل سـنــــت شـمال شــرق
آشنایی با عقاید اهل سـنـت
ادبـیـات عـامـیـانـه اورامــانـات
پـاسـخ سـئوالـات و شـبـهـات
زیــرک محمدیــان پـــالــنـگانی
آوای مسافر(مختار ابراهیمی)
امام جـمـعـه شهر نخل نـقی
وبلاگ آقای مقدس یوسـفـی
وبلاگ کاوه عزیزی ساتـیـاری
هـورامــان هـانــه پـــةرچــةم
لـیـنـکـسـتـان کـرمـــانــشــاه
روســتـــای بــلـــه ای-مـیـوی
وب نـــــوشـــت حـامد عبدی
مــیــثــم(بـشـیـر) بـهـرامــی
وبلــاگ میلــاد نیکــــــــــرفتار
تــفـسـیـر فی ظـلــال القرآن
وبلاگ دینی-فرهنگی اصلـاح
دوســتـــی آل و اصـــحـــاب
وبـــــلــاگ جــوانـــان ربـــــط
عـــبــــدالــحـکــیــم خــروش
ســـــــةراو هــــــــةولــــــی
اســـلــــام و زنــــــدگــــــی
شــــــاه انـــــبــــیــــاء(ص)
شــــــــــــــــــــوق پــــــرواز
ســـــــــــــــــــروش رضایی
دعــــــــــــــــــــــــــــــــوت
نـــــور ایـــــــــــــــــــمــــان
راه انــدیــــــــــــــــــشـــه
دلـــیـــر مــــــــــــردوخــی
آفـــــــــتـاب روانــســـــــر
یــــــک آرمـــــــــــــــــــان
سعید یوســـــــــــــــــفی
خبرگزاری ســـــلام پـــاوه
به‌خـــــــــــــــتــــــــه‌وه‌ری
شــــــــهروند خوب شدن
وبلاگ ئاویـــــــــــــــــــــه‌ر
کتابخانه هــــــــــــــورامان
استاد محمدغریب معاذی نژاد
ماموستا عبدالله الیاسی
گروه ادبیات عرب رضوانشهر و تالش
شەپۆل(وبلاگ اسرا احمدی)
گروه کوهنوردی ڕێبوار پاوه
مسجد النبی سنندج
سخنرانی ها

لیست مقالـات

ارتباط با نویسنده
تماس با نویسنده
گوهرهایی از گنیجنه های نبوی

سئوالـات فقهی

 

شعبه های ایمان

آمار